سلام
میخواستم تیتر بزنم مطلب آخر و خداحافظ
البته نه از این بابت که خودم رو لوس کنم وبخوام یه بازی احساسی راه بندازم
بلکه از این بابت که فکر میکنم اینجا خط قرمزهام زیاد شده و شاید راحت نیستم تو
نوشتن و لازم میدیدم یه اثباب کشی قایمکی داشته باشم وجایی بنویسم و حرف بزنم که
هیچ کس من رو نشناسه حتی به صورت مجازی ولی خب فعلا پشیمان شده ام
بگذریم حالتون چطوره
چه خبرها؟
فک و فامیل محترم که هی به من میگن چرا مطلب نمیذاری و چرا مطلب هات مثل قبل
نیست بدانید که بدانید که بدانید که
بدانید که بدانید که چی
بله مفتخرم عرض کنم خدمتتون که چیزی به ذهنم نمیرسه کلا چیزی
نه اینکه نرسه میرسه ولی نمیشه و البته نه اینکه نشه میشه ولی.ولی .ولی چی
ای بابا
یکی نیست بگه تو که نمیتونی بنویسی مجبوری حالا بنویسی
اصلا بذارید یه کم انتقاد کنم به یه چیزی
مثلا به دور برگردون های توجاده یا نه به مجلس ونه به دولت نه بهتره یه کم به
فیلم ها نقد بزنم ولی نه بیخیال انتقاد چونکه چیزی که زیاد انتقاد و اشخاصی که
زیادن منتقد
دیدید یه قانونی هنوز تو مجلس نرفته وهنوز کسی نمیدونه چی به چیه تو صف
نونوایی دارن راجع بهش بحث میکنن
تو مملکتی که همه مفسرن و همه عقل کل بهتره سکوت کرد
بذارید از یه چیز خفن بحث کنم مثلا اینکه فکرمیکنید چند سال دیگه ایران تبدیل
به کشوری بشه که توش دخترها راحت تیپ بزنند وراحت تو خیابون رژه برن و آزادی و رو
فریاد بزنند
میدونم تو دل خیلی ها قند اب میشه حتی اگه سرشون رو بالا بگیرن و یه هنی کنند
و بگن ای بابا این چه حرفیه
ولی پیشنهاد میدم قند تو دلتون آب نشه
چراش رو نمیدونم
خب بحث خوبی بود
حس میکنم مطلب قشنگی هم بود
جون خودتون
.............................................................................
مرگ اگر فردا بیاید
سراغتون چقدرمفید زیستید
برای ایرانتون نه خودتون
بهتر خواهیم شد تو نوشتن مطمن باشید
چقدر جدیدا بی نمک شدم
|
+| نوشته شده توسط
آق بزرگ در یکشنبه دوازدهم تیر 1390
|