دیدار اخر

تلخ ترین خداحافظی ها اونه ک میدونی این دیدار اخر

۴ سال دانشجویی من کنار مادربزرگم گذشت و پر بود از خاطره ها

مهربانی بی نظیر.غرور دوست داشتنی و زحمت کش بی ادعا

ندیدم مثل او

او از نسل دیگری بود

خیلی ساده ولی به دور از خودخواهی

عاشق فامیل و جمع ک خونه اش جمع بشن

هرگز بدگویی کردنش رو ندیدم.و اگر کنارش بودی و مریض میشدی جوری شبانه روز مثل پروانه دورت میچرخید ک کلافه ات میکرد ولی زود سرپا میشدی از رسیدگی هاش

دلم براش تنگ.برای اون روزها.به حدی ک از یاداوریش جگرم میسوزه

تو کل دوران بچگیم تنها کسی ک من رو نزد مادربزرگم بود.فقط میگف پیر شی انقد اذیت نکن😂منم میگفتم نمیخوام پیر شم اذیت میکنم

خرجش رو با قالیبافی داد و دستش رو جلو کسی دراز نکرد و اندازه پولش خرج کرد

واقعا به دور از همه ی تعصب ها اون اسطوره ی زندگی بود

اگر فیلم زندگی اون رو میساختن چیزی جز مهربانی نبود و چیزی جز سختی و ناملایمات زندگی برای او.مطمنم در قسمت های اخر همه ی بیننده ها به پهنای صورت اشک میریختن و کلاه از سر برمیداشتن

روزی دوباره ملاقاتت میکنم صغری کوچکی...

.......................

قدر بدونیم با هم بودن ها را

تفکر در تنهایی

از اونجا ک ۲تا بچه دارم وقتی میام خونه فقط صدا و جیغ میشنوم و سرگرم دیدن بچه هام میشم

بالاترین لذت این سالهای زندگیم شده فقط تماشای اونها

حالا ک چن روزی با مادرشون رفتن مسافرت سکوت گرفته خونه رو

و تنهایی

تو تنهایی خاطرات و تحلیل ها و خلاصه راجه به همه چیز وقت هست ک فکر کنه ادم

خیلی عمقی فکر کنه زندگی پوچ میشه

یعنی تهش تموم میشه حالا هر چی پولدار باشی یا موفق و هر چی

ولی زیاد باید به این فکر کرد ک چکار کنیم تو این دوره ما جزو حسودها نباشیم ما جزو بخیل ها نشیم.چکار کنیم زود رنج و تو مخی نباشیم

چطور مهربان تر باشیم

با حوصله تر و خودخواه نباشیم

چطور قشنگ تر صحبت کنیم

چطور بخشش و گذشت رو تو خودمون تقویت کنیم

چطور ادم تر باشیم

وقتی خیلی بهش فکر میکنم با خودم میگم اخه جلوی این قشر زیاد حسود و نبین و از خود راضی اگر مهربان باشی ک میخورنت

دنیا دیگه جای مهربان بودن انگار نیس

ولی اگه همه اینجوری فک کنن دنیا رو بوی ...میگیره

بهتره دنبال بهونه نبود

یک مهربان قدرتمند بود

حداقل تلاش کرد

اول باید بفهمیم پر از ایرادیم

حداقل ایرادهایی ک خودمون قبول داریم رو درست کنیم

هر کاری شدنیس

مخصوصا درست کردن خصوصیات اخلاقی

دلم نمیخواد یک پیرمرد غرغرو بشم

..............................................

باید اول حسادت رو کشت

باید از خوشحالی دیگران خوشحال شد

باید برای همه خوب خواست

باید همه رو دوست داشت

درست ک میگن اول خودت رو دوست داشته باش ولی خودی ک انسان باشه

غافلگیری زندگی

و دنیا برای من خواست

تو اوج نشدن ها ناگهان برام بارید

و سد خالی رو پر کرد از آب

زندگی غافلگیرم کرد

سرمایه ام برگشت.روزهای خوشم برگشت

و هر چه خواستم شد

یهو

همونجا ک پایان شب سیه بود

دلم میخواد خدا رو بغل کنم و بگم تو بهترین خدایی

الان ک به این چن سال سخت نگاه میکنم میبینم چه جاهایی خودش بغلم کرده

چه جاهایی کمکم کرده

این وسط ها امتحاناش رو هم کرده

ولی رسیدم به این جمله که

با خدا باش و پادشاهی کن

،........................‌‌‌‌

یادمان نره توی عمری ک میگیریم از خدا قرار نیست همش رو صرف خوشی و سعادت خودمون بکنیم

این وسط ها هر چی برای سعادت دیگران بزاری خدا خودش جبران میکنه

واسه خوشحالی هم مایه گذاشتن رو یاد بگیریم

التهاب

وقتی فاصله ی شدن تا نشدن برسه به یک تار مو

دلت دلت رو میخوره

هر چی به نشدن نزدیک میشی مغزت قاطی میکنه

روزهای خوش برات میشه رویا

دلت میخواد بخوابی و وقتی از خواب بیدار شدی همه چی درست شده باشه

راه فرار از التهاب یک چیز

اینکه همیشه با وجود همه ی انرژی مثبت ها خودت رو برای همه ی شرایط اماده کن

،........................

و خدایی ک می ماند با تو

کمی خنده

وقتی وبلاگم رو مرور میکنم میبینم هر وقت خیلی حالم بده یاد اینجا میفتم

مطالب رو ک میخونم خنده ام میگیره

یاد اون روزهای تلخ ک میفتم خنده ام میگیره

راست میگن ک غصه و غم چیزهایی رو در اینده میخوریم ک اصلا اتفاق نمیفته 

یا این جمله ک چیزی ک نکشتت قوی ترت میکنه

احساس میکنم قوی تر از قبل شده ام ن به معنای پرتوان تر البته

جدیدا یاد گرفتم بیشتر به مشکلات بخندم

چون لحظه های ناب زندگی رو نباید مفت از دست داد

گاهی باید به دنبال سوژه ی خنده بود ک از غمگین و درهم و توهم بودن هیچ چیز درست نمیشه

،....................‌‌

شاد زندگی کردن غیر از پول هنر هم میخواد

انتظار

زندگی به من اموخت در انتظار ؛بودن و به امید دیگران ایستادن و از دست دادن فرصت های نقد به بهانه دل بستن به اگرها گاهی نابودکننده میشود.

 

تصمیمات زندگی

زندگی ما  قبل از همه چیز به تصمیماتی که میگیریم ربط داره

گاهی با یک تصمیم درست و غلط زندگی زیر و رو میشه

گاهی هر چقدر فکر کنی و مشورت بگیری هم فایده نداره چون خیلی به ندرت میشود به اشراف ۱۰۰درصدی از اینده به تصمیمی برسی ک مطمن باشی

و راضی

بهرحال همیشه تصمیمات مهم شامل درصد میشه؛و چقدر خوب ک روی ۵۰ ب ۵۰ تصمیم نگیریم

تجربه من ثابت کرده اگر هم تصمیمی گرفتم باید تا جایی ک میشه تلاش کنم و ب تصمیمم احترام بگذارم

گاهی این تلاش نتیجه رو برعکس میکنه

گاهی بدون اینکه بخوای تلاشی رو ب جون بخری هم باعث میشه تصمیم درستت هم به فرجام خوبی نرسه

پس اول تصمیم

بعد ایستادن روی تصمیم

سپس تلاش و تلاش و تلاش

وقتی میتونی از تصمیمت برگردی ک این ۳ راه رو رفته باشی مگر نه ایراد از خود ماست

گاهی باید شهامت داشته باشی

گاهی باید به دلت رجوع کنی

گاهی اصلا نباید ب دلت محل بدی

گاهی باید بفروشی و هم زمان بخری یا نخری

ولی هر چه ک هست این تصمیمات شماست ک کل زندگی شما رو میسازه

تصمیم ب تحصیل

تصمیم ب انتخاب شغل

تصمیم ب ازدواج

تصمیم ب بچه دار شدن

تصمیم ب خرید یا فروش یا پس اندازهای بزرگ

تصمیماتی هستند ک در لحظه میگیری ولی تا ابد زندگیت با ان تصمیمات توست ک میچرخد(البت تلاش و ایستادگی و ....و باز تلاش و امیدواری و ...وباز تلاش و صبر لازمه هر تصمیم درستی است)

امروز یا این روزها تصمیمات بزرگی باید بگیرم

چند تصمیم بزرگ

.......‌‌‌‌..........‌‌‌

التماس دعا

درد زندگی

گاهی انقدر زندگی درد دارد ک سیر میشوی

دلت میخواهد همه چیز تمام شود

با خودت میگویی بچه نشو

ولی نه بچه بازی نیس

بچه ها ک از زندگی سیر نمیشوند

فقط ممکن مدت کوتاهی قهر کنند

این حالم جدیده

که اگر بچه هایم نبودند قطعا و از ته ته دل به رفتن از این دنیا راضی بودم

خسته ام

جوری ک نمیدانم این خستگی ادامه دار کشنده دوایی هم دارد یا نه

دوای خیلی از دردها زمان است

ولی راستش از دنیایی بریده ام که همه چیزش استوار بر پول است

همه به خودشان هم دروغ میگویند

سر خودشان هم کلاه میزارن

قبلا هم دنیا اینجوری بود یا من تازگی کشف کرده ام

نگید اشتباه میکنی

کاری ندارد

باز بگین به بچه ها بگویند علم بهتر است یا ثروت

خواهید دید ک کودکان پرورش داده این نسل هم میگویند ثروت...

..........................

دچار تلخی بی پایان شده ام

قصه اوشین در مقابل این روزهای من طنزی بیش نیست